نمی دانم؟؟؟

وقتی بی گناهی ات را روی کاغذ می نویسم کلمه ها نیز بیقرار می شوند

من هنوز نمی دانم؟؟؟

دستان چه کسی بود، که نفس های تو را قربانی این قصه ی شوم نمود

من هنوز نمی دانم؟؟؟

دستان چه کسی بود، که بوم سپید نقاشی تو را با رنگهای سیاهی خط خطی کرد

من هنوز نمی دانم؟؟؟

قلب شوم نفرین شده ی چه کسی بود، که با آه بر آینه ی روشن قلبت دمید

 من هنوز نمی دانم؟؟؟

چه کسی به رنگهای سفید تو طعنه زد و آنها را با سیاهی محو کرد

من هنوز نمی دانم؟؟؟

سنگینی کدام سایه بود، که تو را از نور خورشید گرفت

من هنوز نمی دانم؟؟؟

کدام دریای سیاهی بود،که تو را از شبنم گلها گرفت

من هنوز نمی دانم؟؟؟

چه کسی بود تو را از ما گرفت؟؟؟  

                                               

/ 3 نظر / 15 بازدید
مجید

اولین بار توی هفته نامه شهروند امروز ( که بستنش) ماجراشو خوندم.چگونگی اعدامشو که شنیدم دقیقا تو شک بودم.خدا بیامرزتش.

فرزانه

خواهر عزيزم ، مطالبت خيلي زيباست ، اميدوارم روح دوستت شاد و در آرامش باشه . از خداي مهربون واسه خونواده ي دلارآ صبر مي خوام . اميدوارم تونسته باشي با اين كارت اونارو هم خوشحال كني و خودتم ازين حالت بي قراري و دلتنگي دربياي . موفق باشي قشنگم . خيلي دوست مي دارم .

maryam

سلام واقعا حستونو خوب منتقل می کنید.امیدوارم روحش در آرامش باشه... میشه راجع به مرگش بگید من چیزی نشنیدم