انتظار مادر...

مادر هنوز به هوای دیدنت نبض تنهایی این دقایق های بی تو را می شمارد

و هنوز منتظر است تا قاصدکها تو را با صبح بیاورند

در هر نفسی که مادر به یادت می کشد، اشکهایش بیقرار می شود و

رنگهای پاییز در چشمانش نقش می بندد

مادر هنوز رقص تلخ مرگ تو را باور ندارد و هنوز طعم بوسه هایت        

را بر روی گو نه های خیسش حس می کند.

دل آرای مادر کجایی که دستان سرد مادر را بگیری و

با حرم نفس های دل نشینت  دوری فاصله ها را کمرنگ کنی

تا فاصله ها در نگاه مادر محو شوند.

کجایی که ببینی، مادر هنوز در  جاده ی تنها یی اش به یاد لبخند تو نشسته

است و نگاه خسته اش را به راه پر نوری دوخته 

تا شاید تو بیایی ...

 دل آرای عزیز همیشه در اوج آسمان قلب بیقرارم هستی

/ 3 نظر / 9 بازدید
سعيد

salam foruzan khili vebet ghashange eshala khoda be khanevadeye deli sabr bede va roohesh shad

نورا

سلام فروزان جان امیدوارم که همیشه سالم وسلامت باشی راستی وب سایتت خیلی جالب وقشنگه به خصوص با شعرای زیبایت اگر انسان بر خود مسلط باشد فرمانروای سرنوشت خود خواهدبود امیدوارم خداوندبه خانواده ی دلی جان صبر دهدو روحش قرین رحمت ایزدی گردد

نفیسه

ا ز دیروز بیاموز برای امروز زندگی کن وامید به فردا داشته باش سلام فروزان جان واقعا نوشته هات زیباوخوندنی هستنواز خدا صبر برای خانواده ی دلی می خوام روحش شاد