هفت بوسه ...

حس پررنگ تنهایی امروز مرا رها می کند

از فاصله ها زودتر می دوم

پاهایم سختی جاده را لمس نمی کند

می نشینم به در خانه ی تو

یک سبد پر دارم

یادگاری از تو

یادگار از پر پروازی که ...

خواب آن کبوتر آشفته را بر هم زد

بذر از راه رسیدن هایت

بذر چهر ه ی خندانت

بذر آزادی را...

بر تن باغچه ی آینه ها می کارم

یک به یک پرها را

با بغض می بافم

می شود شکل همان بالی که ، تو در آسمان رها می سازی

لحظه ای دست مرا می گیری

با تو پرواز ، حس نابی داری

لحظه ای می مانم...

هفت بوسه می زنم بر آسمان

و به تو می گویم

تو بیا ...

        تو بیا ...

                   با باران

 

{آسمان را دوست دارم چون به تو منتهی می شود

بهترینم ، تولدت مبارک}

/ 27 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی ف

درود بر فروزان نازنین دلنشین نوشته اید و روان زهی این همه مهر زهی این همه وفا [گل]

مهران عشقی

اگر غفلت نهان در سنگ خارا می‌کند ما را جوانمردست درد عشق، پیدا می‌کند ما را سلام به روزم با شعر و خبر چاپ فصلنامه ادبیکولاژ و منتظر نظرات سبزتون...

عزیزم خیلی وقت بود بهت سر نزده بودم . بذار به حساب مشغله هام نه بی وفایی . شعرت مثل همیشه قشنگ و پر احساسه . می بوسمت[ماچ]

توحید

سلام خانم فروزان خوبید خیلی وقته شما رو ندیدم دیگه آپ نمیکنید؟؟

اهورا

سلام. زیبا سرودی[گل]

محمد رضا

سلام خوبی وبت تو وبم لینکه من یک سایت فروش کارت شارژ راه اندازی کردم ممنون میشم اگر لینکش کنی با عنوان کارت شارژ آنلاین echargecards.ir

محمد

با تمام وجود غمگینم/مثل وقتی که زن نمیسازه/مثل وقتیکه دوست میمیره/مثل وقتی که تیم میبازه

ماه شب 14

سلام دیگه ان نشدید؟؟

محمد

بعد شش ماه اینبار با اسم ریحانه جباری پرت میشوم به دنیای دل ارا دارابی.کاش من هم اونجا بودم وقتی که گفت خون را با خون نمیشویند.کاش باز بیایی و از دل ارا بگویی برایمان.