غم نامه ...

هنوز این غم نامه ، قصه ی تلخ رفتنت را در گوش لحظه های خاموش

ضجه می زند و دستان بی رحم زمانه تار و پود رنج را در روح زخمی ام

رج می زند و با درد می بافد

و من دوباره چشمانم از گریه تاول می زند و لبانم از سیلی سکوت

می سوزد و دلم دوباره بودنت را آرزو می کند .

من چه دیر به دنبال قاصدک رفته در خوابهای خاطره ام دویدم

و  چه دیر به تو رسیدم ،

و در کوچه ی نمناک یاس عطر تنت را هرگز نبوئیدم .

ای رفته تا بالهای آسمان

بوی خوشت را امروز ، از غنچه های سپید یاس می جویم .

/ 102 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسر سر به زیر

خدایا ! دلم باز امشب گرفته بیا تا کمی با تو صحبت کنم بیا تا دل کوچکم را خدایا فقط با تو قسمت کنم *** خدایا ! بیا پشت آن پنجره که وا می شود رو به سوی دلم بیا،پرده ها را کناری بزن که نورت بتابد به روی دلم *** خدایا! کمک کن به من نردبانی بسازم و با آن بیایم به شهر فرشته همان شهر دوری که بر سردر آن کسی اسم رمز شما را نوشته *** خدایا! کمک کن که پروانه شعر من جان بگیرد ک می هم به فکر دلم باش مبادا بمیرد [گل]آپم البته ضد...[گل]

نوید

سلام ممنون که بهم سر میزنید عکس پروفایلتونم فکر کنم عکس اون خانم س که اعدامش کردن روحش شاد

رزیتا

[گل]سلام آبجی فروزان.پیدات نیست.با اولین رباعیهام به روزم.خوشحال میشم بیای

فرزاد

در سکـــوت دادگــــاه ســــرنوشت عشق بر ما حکم سنگینی نوشت گفته شـد دلداده ها از هم جـــــدا وای بر این حکم و این قـانون زشت [نگران][نگران][نگران][نگران][نگران]

فریده جلیلوند

دوست عزیز خوب هستی ؟ گفتم سری بزنم حالت را بپرسم . امیدوارم شاد باشی فریده

فریده جلیلوند

عزیز وقت خوش و زیبا بسیار خوشحالم از حضورتان فریده جلیلوند

بهرام

سلام وبلاگ خيلي خوبي داريد موفق باشيد بهرام[گل][گل][گل]