دلارآ

من فروزان دوست دلارا دارابی این مطالب را به یاد او می نویسم تا شاید بتوانم اینگونه بغض در گلوی خود را بشکنم و روح او را شاد کنم و برای خانواده اش از خداوند متعال صبر بخواهم . بر در خانه سنگی ات بوسه می زنم دلارای عزیزم

آن روز باران می بارید

این اشک فرشتگان بود که رد پای قدمهایت را می بوسید

آسمان صدای شکستن قلب آینه ای فرشتگان را در خود نواخت

فرشته ها تکه های شکسته ی قلب خویش را با نور به هم دوختند و در وجود پاک تو نهادند

تو به نبض زمین نزدیک تر می شدی

آنها تو را در آغوش یاس دیدند

این بار فرشتگان خندیدند

اما ... مادر اشکهای تو را لمس میکرد

ای همیشگی ... تو یعنی لمس زندگی

 

 

                     دل نوشته ای از طرف دل آرا و فروزان برای غزاله ی عزیزم

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/۱۱ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ توسط فروزان حورلو نظرات () |

Design By : Night Melody