دلارآ

من فروزان دوست دلارا دارابی این مطالب را به یاد او می نویسم تا شاید بتوانم اینگونه بغض در گلوی خود را بشکنم و روح او را شاد کنم و برای خانواده اش از خداوند متعال صبر بخواهم . بر در خانه سنگی ات بوسه می زنم دلارای عزیزم

بی سبب  نیست

که غم

مرا از شاخه ی زخمی تنهایی ام می چیند

و تمام من را با دستان سردش پر پر می کند

و من با هر قطره ی اشکم، باران می شوم

حتی برای باریدن ، چشمهای آسمان را از ابر های کبود می گیرم

تا ببارم...

دل آرای آرام من ...

خسته ام ...

خسته ام از تکرار

خسته ام از دوری...

دلم نمی خواهد با نوازش اشکهایم ، هر شب خواب شوم

پس پناهم بده ، زیر بالهای سپیدت

فقط می خواهم زیر بالهای تو بارانی شوم.

تو آهنگ پرواز را با تکان دادن بالهایت بنواز

من آنقدر بال و پر می زنم تا رقص پرواز را یاد بگیرم

دل آرای آرام من

خسته ام ...

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢۱ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ توسط فروزان حورلو نظرات () |

Design By : Night Melody