دلارآ

من فروزان دوست دلارا دارابی این مطالب را به یاد او می نویسم تا شاید بتوانم اینگونه بغض در گلوی خود را بشکنم و روح او را شاد کنم و برای خانواده اش از خداوند متعال صبر بخواهم . بر در خانه سنگی ات بوسه می زنم دلارای عزیزم

من ، دل آرا دارابی

دیگر زندانی رنگ ها نیستم

اکنون آزاد آزادم ، در میان رنگ های خدا

هنوز طرح می زنم ، نقش پرواز طرح سختی نیست

بوم نقاشی ام آسمان است و رنگ های من با اشک فرشتگان

رنگین کمان می شود

یادم آید ...

دیروز تن خسته ام را با اشکهای مادر غسل دادند و مرا

در سرنوشت برگهای مرده پیچیدند

و امروز ، روح  مرا را در میان واژه ی پرواز معنا می کنند

یادم آید ...

که با قصه ی  تلخ غروب خوابیدم و سپیده دم با دستان خدا بیدار شدم

من ...

دل آرا ...

دیگر زندانی رنگ ها نیستم ...

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٥ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ توسط فروزان حورلو نظرات () |

Design By : Night Melody