دلارآ

من فروزان دوست دلارا دارابی این مطالب را به یاد او می نویسم تا شاید بتوانم اینگونه بغض در گلوی خود را بشکنم و روح او را شاد کنم و برای خانواده اش از خداوند متعال صبر بخواهم . بر در خانه سنگی ات بوسه می زنم دلارای عزیزم

وقتی بی گناهی ات را روی کاغذ می نویسم کلمه ها نیز بیقرار می شوند

من هنوز نمی دانم؟؟؟

دستان چه کسی بود، که نفس های تو را قربانی این قصه ی شوم نمود

من هنوز نمی دانم؟؟؟

دستان چه کسی بود، که بوم سپید نقاشی تو را با رنگهای سیاهی خط خطی کرد

من هنوز نمی دانم؟؟؟

قلب شوم نفرین شده ی چه کسی بود، که با آه بر آینه ی روشن قلبت دمید

 من هنوز نمی دانم؟؟؟

چه کسی به رنگهای سفید تو طعنه زد و آنها را با سیاهی محو کرد

من هنوز نمی دانم؟؟؟

سنگینی کدام سایه بود، که تو را از نور خورشید گرفت

من هنوز نمی دانم؟؟؟

کدام دریای سیاهی بود،که تو را از شبنم گلها گرفت

من هنوز نمی دانم؟؟؟

چه کسی بود تو را از ما گرفت؟؟؟  

                                               

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/٢٦ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ توسط فروزان حورلو نظرات () |

Design By : Night Melody