دلارآ

من فروزان دوست دلارا دارابی این مطالب را به یاد او می نویسم تا شاید بتوانم اینگونه بغض در گلوی خود را بشکنم و روح او را شاد کنم و برای خانواده اش از خداوند متعال صبر بخواهم . بر در خانه سنگی ات بوسه می زنم دلارای عزیزم

من آسمان را در خواب دیدم

آبی نبود

لخته لخته رنگ سرخ در ابرها می دمید

خورشید را دیدم

و دسته ای از کلاغ ها

که بر چشمان خورشید چنگ می زدند

لحظه ای بعد...

آسمان در خون شناور شد

یک سیب سرخ در آسمان

تعبیر خوابم شاید این باشد

که جرعه ای از غروب را به تو نو شاندند

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱۸ساعت ٧:٢٦ ‎ق.ظ توسط فروزان حورلو نظرات () |

Design By : Night Melody